دوره 9، شماره 4 - ( 1397 )                   جلد 9 شماره 4 صفحات 181-200 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2- استاد زبان شناسی همگانی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران ، dabirmoghaddam@atu.ac.ir
چکیده:   (326 مشاهده)
اگرچه پیشینۀ مطالعات مربوط به بندهای کوچک به بیش از 30 سال می رسد، ماهیت نحوی مقولۀ حاکم بر بندهای کوچک هنوز در بین زبان­شناسان موضوعی چالش­برانگیز و غیر­قابل اجماع است. این پژوهش بر آن است که در چارچوب رویکرد کمینه­گرای بوورز (1993, 2001)  به این پرسش مناقشه­برانگیز، یعنی چیستی مقولۀ گره حاکم بر بندهای کوچک، پاسخ دهد. مقالۀ پیش­رو با مقدمه­ای کوتاه و شرح مختصری دربارۀ پیشینۀ آثار مرتبط با گره حاکم بر بندهای کوچک و رویکردهای مطرح در این خصوص آغاز می­شود و با طرح برخی استدلال­ها در رد یا پذیرش بخشی از رویکردهای نام­برده ادامه می‌یابد. پس از آن بر اساس طرح گروه اسناد بوورز (1993, 2001) ساخت‌های مذکور در زبان فارسی را توصیف و بررسی می­کند. طبق یافته‌های این مقاله، ساخت‌های نام­برده متشکل از[NP XP] و بدون زمان هستند و  XP در آن‌ها غیر­فعلی است. در این پژوهش  برای بندهای کوچک، ساختار سازه­ای و دو­شاخه­ای قائل شده است. براساس تحلیل نگارندگان، در همۀ زبان‌ها بندهای کوچک که شامل فاعل و محمول هستند، فرافکن نقشی اسناد
به­شمار می‌آیند و تفاوت آن‌ها تنها در مفهوم هستۀ اسنادی و ویژگی‌های آن است.
 
متن کامل [PDF 437 kb]   (139 دریافت)    

دریافت: ۱۳۹۶/۵/۲ | پذیرش: ۱۳۹۶/۷/۱۱ | انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۴