دوره 4، شماره 2 - ( 1392 )                   جلد 4 شماره 2 صفحات 179-197 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2- دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده:   (3163 مشاهده)
زبان­شناسان قدیم مسلمان به مقوله بافت، اعم از زبانی و غیرزبانی توجه داشته­اند. با بررسی و جمع­بندی نگرش حازم قرطاجنی الگوی نسبتاً جامعی برای این مقوله می­توان ارائه داد. البته به طور کلی نگاه قدما در این خصوص یکدست و ثابت نیست و میان نگرش اجتماعی به زبان، یعنی توجه به مؤلفه­های غیرزبانی و محدود شدن به ساختار زبانی محض در نوسان است، از این­رو باید به زبان شناسی قدیم به عنوان یک کلیت واحد نگریست تا بتوان در پرتو دیدگاه­های مختلف، طرح جامعی در خصوص بافت و کارآمدی آن در حوزه کاربست ایجاد کرد. قدما از توجه به بافت اهدافی چون ارزشیابی سطح بلاغت کلام، تحلیل معنای متن و بازآفرینی بافت غیرزبانی مفقود از خلال بافت زبانی داشته­اند و از آن برای دریافت معنا استفاده کرده اند. در این تحقیق با محوریت الگوی استخراجی از کتاب منهاج البلغاء اثر حازم قرطاجنی، دیدگاه قدما در خصوص بافت را بررسی می کنیم.  
متن کامل [PDF 282 kb]   (2102 دریافت)    

دریافت: ۱۳۹۱/۶/۲۱ | پذیرش: ۱۳۹۱/۹/۲۵ | انتشار: ۱۳۹۱/۹/۲۵