۲۰۵ نتیجه برای یمانی
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده
در این پژوهش، مفاهیم سلامتی و بیماری و رفتارهای مرتبط با سلامتی نزد دختران دانشجو بررسی شدهاند. نمونه تحقیق، ۱۱۰ دانشجوی دختر (۶۲ نفر از دانشگاه تک جنسیتی الزهرا و ۴۸ نفر از دانشگاه دوجنسیتی تهران) بودند که با روش کیفی و تکنیکهای مصاحبه گفتگویی و مصاحبه گروه متمرکز به جمع آوری داده از آنان پرداختیم. تحلیل دادهها با استفاده از رویکرد نظریه بنیانی صورت گرفت. در مورد اینکه سلامتی، از مهمترین امور زندگی و مشتمل بر سلامت جسمی و روحی است، اتفاق نظر وجود داشت در حالی که دو مفهوم کلی برای بیماری در نظر داشتند: کاهنده کیفیت زندگی و مجازات الهی. در مورد رفتارهای مرتبط با سلامتی (که در دانشجویان دختر دانشگاه تک جنسیتی با دانشگاه دو جنسیتی مشابه بود) راهبردی مشاهده شد که در پی آن، دختران هشدارهای بیماری را انکار کرده، دردها را موقتا تسکین داده به جستجوی سلامت روانی از راه کسب زیبایی ظاهری میپردازند که منجر به غلبه بیشتر فرهنگ مردانه، زندگی به سبک ناسالم و تهدید سلامت اجتماعی میشود. آنها این راهبرد را تحت تاثیر پنداشت از خود پایین و جامعه پذیری، وابستگی متقابل به خانواده و زندگی ماشینی کسب کرده اند.
دوره ۱، شماره ۱ - ( - )
چکیده
دوره ۱، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: امروزه بهدنبال تغییر وسیع در مناسبات اقتصادی، سیاسی و غیره، ساختار فضایی شهرها بهویژه کلانشهرها در معرض تحولات سریعی قرار دارند. با توجه به تاثیرپذیری فضا از مولفههای ساختاری و بهویژه مولفه سیاست (قدرت) از یکسو و وجود درآمدهای نفتی و ویژگیهای ساختاری خاص ایران از سوی دیگر، توجه به تحولات فضایی کلانشهرها از منظر سیاست و قدرت ضرورت مییابد. هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی تحولات فضایی کلانشهرهای تهران و تبریز در بستر اقتصاد نفتی ایران بود.
ابزار و روشها: در این پژوهش تحلیلی- توصیفی، دادهها، اطلاعات و مفاهیم مورد نیاز در ارتباط با شاخصهای تبیینکننده تحولات فضایی کلانشهرهای تهران و تبریز علاوه بر جمعآوری بهصورت مستقیم با دسترسی به برخی منابع اطلاعاتی از جمله سایت بانک مرکزی و مرکز آمار نیز جمعآوری شد. در بخش مبانی نظری، عمده مطالعات بهصورت کتابخانهای انجام شد. برای تعیین وجود رابطه بین درآمدهای نفتی کشور و پروانههای ساختمانی صادرشده توسط شهرداری دو کلانشهر تهران و تبریز، از ضریب همبستگی پیرسون و سپس آزمون رگرسیون همزمان استفاده شد.
یافتهها: میزان درآمدهای نفتی با تعداد پروانههای ساختمانی صادرشده در کلانشهر تبریز (۵۶۶۳/۰=r؛ ۰۰۲۵/۰=p) و همچنین با تعداد پروانههای ساختمانی صادرشده در کلانشهر تهران (۷۴۴۰/۰=r؛ ۰۰۰۵/۰=p)، همبستگی مستقیم داشت. میزان درآمدهای نفتی توانست ۶۳/۵۶% تعداد پروانههای ساختمانی صادرشده در کلانشهر تبریز و ۴۰/۷۴% تعداد پروانههای ساختمانی صادر شده در کلانشهر تهران را تبیین نماید.
نتیجهگیری: تولید، تحولات فضا و فعالیتهای ساختمانی در کلانشهرهای تهران و تبریز تحت تاثیر مستقیم درآمدهای نفتی قرار دارد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( پاییز و زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
سیدجمال الدین اسدآبادی از اصلاح گران اندیشه دینی در جهان معاصر است که نه تنها در ایران و در بین مسلمانان شیعه، بلکه در سراسر جهان اسلام از جمله در افغانستان، مصر، ترکیه(عثمانی) و عراق تاثیر گذاشت. وی در صدد نجات مسلمانان از سلطه استعمار و عقب ماندگی جهان و رسیدن به عظمت مسلمین بود. پرسش اصلی پژوهش حاضر در پی این مسئله است که آیا اتخاذ استراتژی و باز کردن پای اندیشهها در امور مصر توانست تقابلی در روابط خود با کشورهای استعمار گر ایجاد کند؟ و اینکه آیا اتخاذ این استراتژی در آن برهههای زمانی متناسب با منافع ملی و شرایط داخلی و بینالمللی مصر بوده است؟ حاصل پژوهش که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده حاکی از این است که ظرفیت فکری و اندیشهای سیدجمال الدین بر مقیاس گستردهای از جهان اسلام تأثیرگذار بوده؛ براین اساس، سید برای رسیدن به این هدف راه اتحاد جهان اسلام و بازگشت به اسلام اصیل را پیشنهاد داد.
دوره ۲، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده
رورتی با بهچالشکشیدن کل سنت فلسفی غرب که به عقیده او باعث دوگانهانگاریهای بیفایده نظری در طول تاریخ فلسفه شده، میخواهد در بستر "فرهنگ رستگاریبخش ادبی" به ساختارشکنی و رفع این دوگانهانگاریها مبادرت ورزد. رورتی با ایجاد خط انشقاقی میان حوزههای خصوصی و عمومی میخواهد سهم و دخالت فیلسوفان را در ارائه دیدگاههای نظری و فلسفی مشخص کند و بگوید حوزه سیاست نیازی به کسب مبانی از معیارهای فردی حوزه خصوصی ندارد. گویی رورتی با تقلیل فلسفه به ادبیات میخواهد مانع از بلندپروازیها و دخالتهای فیلسوف با نظریهپردازی شود. در واقع، او با تفکیک بین دو حوزه خصوصی و عمومی یا سیاست معتقد است، ابزار فیلسوف تخیل و حوزه فکری وی فرهنگ ادبی و جایگاه او حوزه خصوصی است. آیا با فرض قبول معیارهای پراگماتیستی این تفکیک فرد در دو حوزه کاملاً مختلف از وی شخصیتی دوگانه نمیسازد؟ آیا این موضعگیری فکری میتواند معقول و قابل قبول باشد؟
دوره ۲، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۱ )
چکیده
نقد تاریخ فلسفه و معرفتشناختی قطعا جسارتی بزرگ میخواهد، چرا که آثار و تبعات آن میتواند خطرناک باشد. زمانی که از هرگونه موجود متافیزیکی و فرا انسانی و به طور کل، تبیین هرگونه مبحث معرفتشناختی در تشریح راهبرد دانشی خود چشمپوشی کنیم، آنگاه نتیجه کار میتواند به سمت نیهیلیسم و پوچگرایی و بینظمی و آنارشیسم سوق پیدا کند که میتواند برای فرد و جامعه خطرناک و سمی باشد. در حالی که انتظار داریم در فلسفه رورتی با چنین اندیشه پوچگرایانهای روبهرو شویم، وی مدعی است که چنین نتیجهای حاصل نخواهد شد و درصدد لذت، شادکامی و خوشبختی برای انسان هست؛ زیرا اگر چه دیگر صحبت از حقیقت و خیر مطرح نیست ولی با گستردهتر کردن هرچه بیشتر همبستگی بین "ما"های انسانی درصدد تغییر این جاده و سوق به سمت اتوپیای انسانی است. هدف ما از نگارش این مقاله بررسی و تحلیل جایگاه مبانی معرفتشناختی اخلاق در اندیشه رورتی است.
دوره ۲، شماره ۴ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی معانی حرف اضافه «فی»، در قرآن، در چارچوب معنیشناسی شناختی میپردازد. معنیشناسی شناختی از رویکردهای نوظهور در علم زبانشناسی است که در آن، معمولاً معنای مکانی بهعنوان معنای مرکزی و پیشنمونه برای حروف اضافه مکانی در نظر گرفته شده و سایر معانی زمانی، انتزاعی، استعاری و مجازی از آن منشعب میگردد. مجموعه این معانی به صورت یک شبکه بههمپیوسته نمایش داده شده و معنای پیشنمونه درمرکز آن قرار میگیرد. در این پژوهش، تمام کاربردهای این حرف، از قرآن استخراج گردیده و معانی آنها با توجه به ترجمههای موجود و تفاسیر المیزان و مجمعالبیان بررسی شده است. نگارندگان، به کمک دستاوردها و ابزارهای نظری مطروحه در معنیشناسی شناختی از قبیل طرحواره تصویری، مقولات شناختی، مفهوم پیشنمونه، شبکه شعاعی معنا، عنصر متحرک و زمینه، به ارائه معنای پیشنمونه این حرف پرداخته و سایر معانی آن را به کمک فرایندهایی مانند استعاره و مجاز بهدست داده و در نهایت شبکه معنایی آن را ترسیم نمودهاند. در نوشتگان کلاسیک، حدود ده معنی برای«فی» ذکر شده که شامل «ظرفیت، مصاحبت، تعلیل، استعلاء، الصاق، مترادف الی، مترادف من، مقایسه، تعویض و تاکید» است. در این پژوهش که با رویکردی شناختی به موضوع معانی حرف «فی» پرداخته است، ۱۳ معنی مرتبط برای این حرف ارائه شده است .
مهین ناز میردهقان، آسیه ایمانی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
این پژوهش بررسی موردی تفاوت های جنسیتی زبانی در کودک دوقلوی دختر و پسر است که در بهکار گیری دایره واژگان فارسی انجام شده است. این پژوهش توصیفی- تحلیلی در چارچوب فهرست تکامل رشد ارتباطی مک آرتور- بیتز (سی. دی . آی) انجام شده و در آن، دایره واژگانی دوقلوهای موردبررسی در ۲۲ دسته واژگانی و ۲ دسته افزون بر چهارچوب تحقیق، تحلیل شده است. پیکره زبانی، گفتار روزمره دوقلوهاست که با استفاده از ضبط صدا (در کل ۲۵۳۵ واژه) دسته بندی، و بسامد وقوع آنان در هر دسته واژگانی محاسبه شده است. در ادامه، تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تی وابسته انجام شده است. نتایج آزمون تی وابسته نشان میدهد فقط در دستههای واژگانی ۶، ۱۰ و ۱۶ و نمره کل مقیاس (نمودار ۱ و جدول ۲۶)، میان میانگین عملکرد دوقلوها تفاوتی معنادار وجود دارد (۰۵/۰p<) و در سایر موارد میانگین عملکرد آنها بسیار نزدیک به یکدیگر است. همچنین در تمام موارد معناداری تفاوت، میانگین عملکرد آرشام (پسر) بزرگتر از آرشیدا (دختر) است که عملکرد بهتر وی را در این خرده مقیاس ها نشان میدهد. در دستههای ۲ و ۱۳ عملکرد آنها و در نتیجه میانگین یکسان است. سایر تفاوتها و شباهتهای موجود در دایره واژگان آنها عبارتاند از: ۱. دسته واژگانی افعال در دایره واژگان هر دو از بالاترین بسامد برخوردار است؛ ۲. دسته واژگانی کلمات انتزاعی برای هر دو از کمترین بسامد برخوردار است و ۳. گستردگی و تنوع دایره واژگان در کودک پسر بیشتر است (از مجموع پیکره، ۲۵/۵۶ درصد به پسر و ۷۴/۴۳ درصد به دختر اختصاص دارد).
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
تأثیر ۶ جیره غذایی مختلف شامل جلبک (Scenedesmus quadricauda)، کود مرغی + کود گاوی به نسبت ۱:۱، اسفناج+جعفری+گشنیز به نسبت ۱:۱:۱، جلبک+ خاک، کود+خاک، و سبزی+خاک در پرورش پاروپای آب شیرین robustusAcanthocyclops در شرایط دمای Cº۱±۲۳، ۱۲:۱۲ساعت تاریکی: روشنایی و شدت نور ۶۰ میکرومول فوتون بر مترمربع در ثانیه بررسی شد. بالاترین تراکم جمعیت (۷/۱۶۳±۶/۱۲۸۲ فرد در لیتر)، بالاترین میزان رشد ویژه (۰/۰±۱۷/۰ در روز)، کوتاهترین زمان دو برابر شدن جمعیت (۱۰/۰±۰/۴ روز) در تغذیه با جلبک+خاک بهدست آمد. تولید ناپلیوس ۴/۴۲±۳/۷۲۷، ۵/۲۳±۳/۲۷۲، ۷/۱۷±۶/۲۶۷، ۲/۱۸±۰/۱۴۷، ۸/۳±۶/۳۳ و ۱/۷±۰/۲۵ فرد در لیتر و تولید کپه پودیت ۸/۲۶±۳/۳۱۱، ۱/۱۱±۳/۱۲۴، ۰/۱۳±۰/۱۸۳، ۱/۷±۰/۵۹، ۱/۸±۳/۱۴ و ۶/۳±۶/۱۷ فرد در لیتر بهترتیب در جیرهای جلبک، جلبک+ خاک، سبزی، سبزی+خاک، کود+خاک و کود بهدست آمد. همچنین تولید افراد بالغ بهترتیب ۸/۲۶±۵/۲۰۸، ۵/۱۶±۶/۵۱، ۷/۲۳±۷/۱۹۲، ۴/۲۸±۷/۹۱، ۶/۳±۷/۸ و ۴/۵±۷/۸ فرد در لیتر بود. بیشترین طول (۱/۲۹±۸/۶۶۳ میکرون) و عرض بدن (۷/۲۳±۲/۵۲۶ میکرون) با تغذیه تیمار سبزی+خاک و سبزی بهدست آمد. تعداد ناپلیوس، کپه پودیت، بالغین، طول و عرض بدن در جمعیت robustusA. با BOD، COD وEC آب همبستگی معنادار نشان داد. یافتهها بیانگر پتانسیل مناسب پاروپای robustusA.در پرورش با جیرههای جلبکی و غیرجلبکی بر اساس میزان تولید، رشد، اندازه بدن، BOD و COD میباشد، اما عملکرد مناسبتر درتغذیه با جلبک+خاک و سبزی بهدست آمد.
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده
برای درمان بیماریهای ایسکمیک، سلولدرمانی بهعنوان روشی جدید و مؤثر مطرح است. سلولهای بنیادی مزانشیمی به دلایل مختلف مانند امکان جداسازی و تکثیر آسان بدون ازدست دادن توانایی تمایزی و تنظیم سامانه ایمنی جایگاه ویژهای دارند. سلولهای بنیادی پس از تزریق در بافتهای ایسکمیک با شرایط سخت کمبود اکسیژن رو به رو میشوند که با مرگ بیشتر سلولها همراه است. به همین دلیل کارایی سلول درمانی بسیار کاهش مییابد. همچنین سرنوشت این سلولها از نظر زنده ماندن و تمایز مورد بحث است. در مطالعات متعددی تأثیر مفید پیشآمادهسازی سلولها با هیپوکسی برای سلول درمانی بافتهای ایسکمیک گزارش شده است و تنظیمکنندهی اصلی در این فرایند، فاکتور رونویسی HIF-۱α است. در این پژوهش، ژن HIF-۱α با استفاده از لنتیویروسها به سلولهای بنیادی مزانشیمی منتقل میشود تا با افزایش بیان آن، شرایط پیشآمادهسازی با هیپوکسی، شبیهسازی شود. از طرفی پروتئین eGFP نیز به صورت Bisictronic همراه HIF-۱α بیان میشود. به این ترتیب هم میتوان اثر شبیهسازی پیشآمادهسازی هیپوکسی روی سلولهای بنیادی مزانشیمی را بررسی کرد و هم پیگیری و بررسی سرنوشت سلولهای تزریقشده در مدلهای حیوانی با استفاده از مارکر GFP،انجام میشود.
دوره ۳، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
فراهستی شناسی نوفرگه ای از بحث برانگیزترین فراهستی شناسی های دهه های اخیر است. یکی از رایج ترین تلقی ها از این فراهستیشناسی، لحاظ آن ذیل گونه های فراهستی شناسیهای ساده نگر نظیر تنوع سورگرایی یا ماکسیمالیسم است. با این حال، اگر خود رویکرد فرگه و فراهستی شناسی قابل استنباط از این رویکرد را مدنظر قرار دهیم، نسبتی میان فراهستی شناسی فرگه ای و رویکردهای ساده نگر برقرار نخواهد شد. اگر فراهستی شناسی نوفرگه ای را در راستای فراهستی شناسی فرگه ای بخوانیم، خوانشی از این فراهستی شناسی خواهیم داشت که از مهم ترین ویژگیهایش
جدی نگرانهبودن است. نکته بنیادی این فراهستی شناسی آن است که در بستر هسته منطقی زبان طبیعی شکل میگیرد و نه زبان طبیعی صرف. با این حال، اگرچه استفاده از فراهستی شناسی فرگه ای برای خوانش نوفرگه ای ها، خوانشی ناسازگار بهدست نمی دهد، الزام هایی را بهویژه در واضحساختن روش شناسی تحمیل میکند. نیز با این خوانش، کارکرد روش فراهستی شناسیهای نوفرگه ای، کارکردی متافیزیکی در راستای تعیین مقوله شیء انتزاعی و نیز کارکردی معرفت شناسانه در جهت نحوه توجیه آنهاست و نه کارکردی هستی شناختی.
دوره ۳، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده
در این پژوهش استفاده از پودر حاوی آلومینا و سولفات آلومنیوم تولید شده بر هدایت گرمایی فرمول لاستیک بیوتیل پرشده با دوده مورد استفاده در آمیزه بلادر پخت تایر مورد مطالعه قرار گرفته است. پرکننده فوق به مقدار ۱,۵ قسمت وزنی به آمیزه بلادر افزوده شد. آمیزه ها در مخلوط کن داخلی تهیه و رفتار پخت، خواص مکانیکی، زمانمندی و خواص هدایت حرارتی آنها اندازه گیری گردید. برای تعیین ضریب نفوذ حرارتی لاستیک از روش غوطه ور سازی نمونه با ابعاد مشخص در حمام روغن و شبیه سازی کامپیوتری انتقال حرارت با استفاده از یک رویکرد حدس و خطا استفاده شد. مشاهده شد ضریب نفوذ حرارتی آمیزه فوق از متوسط ۱۰-۷ m۲/s ۱× به متوسط ۱۰-۷ m۲/s ۱,۳× افزایش مییابد، بدون آنکه خواص مکانیکی و زمانمندی این آمیزه تغییر چندانی کند. در ادامه با انتخاب یک هندسه ساده شده از نیمرخ تایر در شرایط نزدیک به شرایط پخت تایر و با شبیهسازی رفتار انتقال حرارت دو بعدی در نرم افزار ABAQUS تاثیر این افزایش در ضریب نفوذ حرارتی بلادر بر تغییرات دمایی قسمتهای داخلی تایر مورد مطالعه قرار گرفت. مشاهده شد دمای نقاط مختلف تایر با افزایش در هدایت گرمایی لاستیک بلادر تحت تاثیر قرار گرفته و افزایش مییابد، لذا پتانسیل مناسبی برای کاهش زمان پخت تایر فراهم آورده می شود.
عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا، اردشیر ملکیمقدم، آرزو سلیمانی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۱۳)- ۱۳۹۲ )
چکیده
هدف از نگارش این مقاله، شناسایی برخی از فرایندهای واجی موجود در همخوانهای گویش لری بالاگریوه و مقایسه آن با فارسی معیار است. لری بالاگریوه گویش قومی با همین نام است که در مناطق جنوب و جنوب شرقی لرستان، جنوب و شرق ایلام و شمال خوزستان سکونت دارند. این گویش یکی از دو گونه رایج لری در شهر خرمآباد استان لرستان است. دادهها از طریق مصاحبه با چهار گویشور، هریک به مدت یک ساعت، گردآوری شده است. به علاوه، یکی از نگارندگان نیز گویشور این گویش است. دادهها برمبنای الفبای بینالمللی IPA آوانگاری شده و روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. فرایندها در چارچوب واج شناسی زایشی و واج شناسی خودواحد ارائه میشوند. فرایندهای همگونی، ناهمگونی، خنثیشدگی، تضعیف، حذف، درج و قلب از فرایندهای همخوانی بررسی شده در این مقاله هستند. به منظور یافتن فرایندهای واجی، به جز مطالعات آوایی، برخی ملاحظات ساخت واژی نیز به ضرورت تحقیق در این بررسی گنجانده شده است. در این گویش فرایندهای تضعیف و حذف از سایر فرایندها فعالترند.
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
یکی از مشکلات معماری کنونی ایران، توجه اندک به هویت معماری ایرانی است که موجب عدم وجود تعریفی دقیق، از معیارهای هویتی معماری معاصر است. این، درحالی است که فقدان توجه کافی به ارزشهای معماری سنتی ایران، بحران التقاط در معماری معاصر را بهدنبال دارد. سوالات مطرح در این زمینه، این است که آیا میتوان با بررسی افکار و نظریات فیلسوفان ایرانی چون ملاصدرا، تعریفی جدید از معماری ارایه داد و آیا با استناد به آن، میتوان اصولی مشخص را برای معماری معاصر تدوین نمود؟ روش کلی تحقیق در این مقاله تفسیری-تاریخی و توصیفی است. دادههای تحقیق، عمدتاً از طریق مشاهده و مطالعات اسنادی بهدست آمده است. نتایج حاصله، نشان میدهد که با استفاده از تعاریف ملاصدرا از وجود و ماهیت، معماری دارای دو بعد وجودی و ماهیتی است. ماهیت آن، پاسخگوی نیازهای مادی است و وجود آن، حقیقتی است که در خود(اثر معماری) نگهداری میکند و آن را به حضور میآورد. با توجه به اصل اصالت وجودِ ملاصدرا، میتوان نتیجه گرفت که در معماری نیز اصالت با بعدِ وجودی است. لذا با استفاده از اصول فکری ملاصدرا و روشهایی که برای رسیدن به مبانی حکمت خود بهکار برده است، اصولی برای طراحی معماری میتوان تدوین کرد.
دوره ۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
بیان مسئله: مطالعه ی جداره محورهای تاریخی موضوع ضروری برای ارزشگذاری و حفظ هویت فرهنگی انسانها در ساختار شهر تلقی میشود و به نوعی میراث ذهنی و معنایی یک جامعه است. در حالی که اکثر مطالعات بر روی کالبد جداره های شهری تمرکز دارد، پژوهشهای محدودی برای تجزیه و تحلیل جداره محورهای تاریخی بر اساس ابعاد ذهنی و معنا انجام گرفته است و ریشه اصلی شکاف تحقیقاتی در این حوزه تلقی میشود.
اهداف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخصهای موثر در بازطراحی جداره محورهای تاریخی بر اساس ابعاد کالبدی رخداد معنایی و تصویر ذهنی شهروندان تلقی میشود. همچنین ترکیب کمی-کیفی پژوهشها و مطالعات صورت گرفته در این حوزه در جهت اعتبارسنجی شاخصها از اهداف دیگر پژوهش است.
روش ها: به منظور رسیدن به هدف از روش مرور سیستماتیک بهره گرفته شده است و مقالات علمی-پژوهشی فارسی و انگلیسی جامعه آماری پژوهش را تشکیل داده است. بررسی تعامل و ارتباط میان پژوهشها انجام شده با استفاده از ابزار مروری دارای جایگاه عمیقی میباشد. جامعه آماری پژوهش در حدود ۷۳ مقاله است که مبتنی برکلیدواژههای (تصویرذهنی، معنا، جداره محورهای تاریخی) میباشد. برخی مقالات در روند غربالگری مبتنی بر چک لیست پریزما از فرآیند پژوهش کنار گذاشته شده است. در نهایت ۵۷ مقاله جامعه آماری نهایی پژوهش را تشکیل داده است. در این راستا از پایگاههای اطلاعاتی فارسی (ایران داک، سیویلیکا، علم نت، مگیران) و در حوزه مقالات انگلیسی زبان از پایگاههای (اسکوپوس، الزویر) و موتور جستجوی علمی گوگل اسکالر استفاده شده است.
یافته ها: خروجی مطالعات نشان دهنده آن است که پراکندگی جغرافیایی و ویژگی های زمینهای محیط، تاثیر مستقیم بر درک معنای محیطی در جداره های شهری دارد و شاخصها از این موضوع نیز تبعیت میکنند. ساختارهای درونی جامعه، فرهنگ و ابعاد فردی نیز فراوانی بسیاری در ادبیات مروی جهان دارد. همچنین در بعد کمی پژوهش کمبود استفاده از نظریات پایه و ارتباط سازی میان شاخصها از ضعفهای اصلی در پژوهشهای انجام شده تلقی میشود. بر این اساس اجزا و کیفیتهای جداره های شهری و ارتباط میان آنها با نظریات پایه از طریق ابزارهای تحلیلی و ماتریس جمع آوری شده است. شاخصهایی از قبیل حفظ وابستگی های فردی و اجتماعی به محیط، درگیری حواس پنچگانه، وجود حجم بر مبنای شکل حاصل از معنای شکل گرفته از اذهان عمومی مردم، نیز بیشترین فراوانی و تاثیرگذاری را بر روی احیای جداره محورهای تاریخی از منظر ابعاد ذهنی و معنایی دارد.
نتیجه گیری: نتایج بیانگر ارتباط عمیق میان ذهن و ابعاد معنایی در جداره های تاریخی است. محورهای تاریخی به دلیل وجود میراث عمومی و ارزشهای فرهنگی-تاریخی، هویت منحصر به فرد و کاراکترهای مستقل شخصیتی دارند که میتواند ذهن را برای درک معنای ملموس درونی آن تحریک کند و شاخصهای استنباط شده سبب تزریق معنا در بطن جدارههای تاریخی میشود. این شاخص ها میتواند عصبهای ذهنی و شناختی را در جهت ماندگاری تصویر ذهنی تقویت کند.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
نوشتار پیش رو برآمده از پژوهشیدرباره دوره انتقال قدرت ازسلسله قاجار به دولت مدرن پهلوی است. این پژوهش برخلاف رویکردهای مبتنی بر تاریخ سنتی،با تکیه بر تحلیل گفتمان فوکویی و ادبیات پسااستعماری، خوانشی دیگرگون از شکل گیری نخستین دولت مدرن در ایران به دست می دهد. مقاله نشان می دهد شکل گیری نخستین دولت مدرن در ایران تجسّد عینی و راهبردی گفتمان تجدّد آمرانه است. این متن در واکاویصورت بندیتجدّد آمرانه،اعمالِ گفتمانی شکل دهنده مقولات مقوّم صورت بندیگفتمان تجدّد آمرانه را شناسایی کرده و به تحلیل گفتمانِ انتقادینشریه های دوره انتقال قدرت از قاجار به پهلوی- کاوه، ایرانشهر، نامه فرنگستان، آینده و مرد آزاد- پرداخته است. مقولات برآمده از این تحلیل گفتمان شامل مفاهیم اساسی «تلقی از خود و دیگری، پرسش از انحطاط و عقب ماندگی»، «اخذ تمدن از غرب»، «جدایی دین از سیاست و عرصه عمومی»، «نخبه گرایی»، «ضرورت دولت مقتدر و آمر» و «ناسیونالیسم» است. روشنفکران دوره انتقال قدرت به مثابه گروه هایمرجع گفتمان تجدّد آمرانه و نیز اثرگذارترین گروه استراتژیک این دوره در شکل گیری نهادی و گفتمانی نخستین دولت مدرن در ایران نقش برجسته ای داشته اند که تمرکز این متن واکاویتأثیر گفتمانی آن هاست.
دوره ۴، شماره ۳ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
مساله اختفای الهی از آنجا شکل میگیرد که بسیاری از انسانها دایماً در جستوجوی شواهد کافی برای وجود خداوند هستند اما بدون اینکه مقصر باشند، به آن شواهد دست نمییابند. برخی از فیلسوفان معاصر با روشهای گوناگون به بررسی این مساله پرداختهاند. جان شلنبرگ، فیلسوف کانادایی، اولین بار با تفصیل بیشتری به بررسی این موضوع پرداخت. وی در سال ۲۰۱۵ برهان اختفای الهی را مطرح کرد و آن را به عنوان قرینهای به سود خداناباوری ارایه داد. این برهان مدعی است که اگر خداوند وجود داشت باید شواهد و دلایل کافی برای این باور را حداقل برای انسانهایی که در جستوجوی او هستند فراهم میکرد، اما اکنون اینگونه نیست، پس خداوند وجود ندارد. هدف این مقاله علاوه بر تشریح برهان اختفای الهی شلنبرگ، بررسی دیدگاه مایکل ری، فیلسوف دین آمریکایی، در مورد این مساله است.
دوره ۴، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۳ )
چکیده
اگر اسطوره را در رویکردهای متنوع اسطورهشناسی مد نظر قرار دهیم، خواهیم دید که اسطوره اولاً واجد کارکردی در فرهنگ، جامعه، ذهن یا روان انسان یا انسانها است؛ ثانیاً واجد جنبهای جمعی است؛ ثالثاً با وضعیت ناخودآگاه یا پیشاآگاهی مرتبط است و رابعاً جنبهای تجویزی دارد. این مشخصات موجب میگردد که هستیشناسی اجتماعی بستر مناسبی برای تحلیل اسطوره باشد. با تکیه بر آرای امثال سرل و تائوملا، اسطوره با این توصیف میتواند حقیقتی نهادی لحاظ شود. با این همه، رویکرد غالب در هستیشناسی اجتماعی در فلسفه تحلیلی متاخر همه حقایق نهادی را محصول حیث التفاتی فردی یا جمعی میداند. استدلال خواهم کرد که ویژگی ارتباط اسطوره با ناخودآگاه، همه شاخههای رویکرد غالب هستیشناسی اجتماعی را به چالش میکشد و ناکامی آنها را در تحلیل اسطوره به مثابه حقیقتی نهادی نشان میدهد.
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
جستار پیش رو به بررسی دو گزارش کمابیش یکسان از دو قصیده میپردازد؛ یکی مربوط به ادبیات عرب و سده دوم هجری است و دیگری مربوط به ادبیات فارسی و سده سوم. طبق این دو گزارش، هارون الرشید و امیر نصر سامانی که مدتی ترک وطن کرده با شنیدن چکامهای که رودکی و منصور نمری میگویند، با شتاب به موطن خود بازمیگردند. قصیده رودکی به «بوی جوی مولیان» معروف است و قصیده نمری را «یادِ بغداد» نامیدهایم. در این مقاله پس از یاد هر دو گزارش، به همسنجی شکلی و محتوایی آن دو و تاثیر احتمالی یک راوی از راوی دیگر و عواملی که سبب شده دو قصیده در خلیفه عباسی و امیر سامانی مؤثر بیافتد، اشاره کردهایم.....ه سوم. طبق این دو گزارش، هارون الرشید و امیر نصر سامانی که مدتی ترک وطن کرده با شنیدن چکامهای که رودکی و منصور نمری میگویند، با شتاب به موطن خود بازمیگردند. قصیده رودکی به «بوی جوی مولیان» معروف است و قصیده نمری را «یادِ بغداد» نامیدهایم. در این مقاله پس از یاد هر دو گزارش، به همسنجی شکلی و محتوایی آن دو و تاثیر احتمالی یک راوی از راوی دیگر و عواملی که سبب شده دو قصیده در خلیفه عباسی و امیر سامانی مؤثر بیافتد، اشاره کردهایم.
دوره ۵، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
ملاصدرا در چارچوب وحدت شخصی وجود، رابطهی واجب و ممکنات را با مفاهیمی چون تجلیات و ظهورات تبیین کرده است. این مفاهیم نشاندهندهی رابطهای غیرعلّیاند (Non-causal). با وجود سازگاری این مفاهیم با وحدت شخصی وجود، ابهام زبانی آنها ممکن است برداشتهای متعددی ایجاد کند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی-انتقادی و مبتنی بر نظریهی ابتناء متافیزیکی (Metaphysical grounding)، تلاش دارد چارچوبی برای رفع این ابهامات ارائه دهد. ابتناء، با ویژگیهایی چون غیرعلّی بودن و فرادرونمفهومی بودن، امکان بازتعریف این مفاهیم صدرایی را فراهم میآورد و در وضوحبخشی به اصطلاحات ملاصدرا و تبیین رابطهی واجب و ممکن مؤثر است. این پژوهش با تلفیق رویکردهای سنتی و تحلیلی، ظرفیتهای ابتناء را در نظریهی صدرا آشکار میسازد.