دوره 11، شماره 2 - ( 1399 )                   جلد 11 شماره 2 صفحات 336-315 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2- دانشیار زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
چکیده:   (2037 مشاهده)
جملۀ شرطی جمله‌ای مرکب است که از دو بند شرط و جزای شرط تشکیل شده است. هدف ما در این پژوهش، بررسی جمله‌های شرطی زبان فارسی معاصر بر اساس رده‌شناسی دکلرک و رید (2001) است. بر اساس این رده‌شناسی معنایی، جهان ممکنِ بند شرط به دو دستۀ حقیقی و نظری تقسیم می‌شود. جهان ممکن نظری می‌تواند خنثی یا غیرخنثی باشد و غیرخنثی، به چهار نوع بسته، باز، غیرقطعی و ضدحقیقی تقسیم می‌شود. در تحقیق حاضر، تلاش می‌شود این انواع با توجه به پیکره‌ای بالغ بر 286 جملۀ شرطی ـ که از 10 کتاب داستانی معاصر استخراج شده است ـ بررسی شود و بسامد وقوع هر یک به تفکیک مشخص شود. تحلیل جمله‌های شرطی فارسی نشان می‌دهد که ساخت شرطی فارسی با رده‌شناسی مذکور مطابقت دارد و جهان ممکن نظری باز، بالاترین بسامد وقوع را دارد و جهان‌های ممکن خنثی، بسته، حقیقی، غیرقطعی و ضدحقیقی به­ترتیب، بیشترین بسامد را بعد از جهان ممکن باز
به­خود اختصاص داده‌اند. بالاتر بودن بسامد وقوع جهان ممکن باز از آنجا نشئت می‌گیرد که در این جهان ممکن، موقعیتی فرضی که احتمال وقوع دارد، در نظر گرفته می‌شود و قطعیتی دربارۀ وقوع آن وجود ندارد و این تعبیر با کارکرد ساخت شرطی بیشترین تطابق را دارد. همچنین، این تحقیق نشان می‌دهد که علاوه ‌بر کلمات ربط شرطی معمول مانند «اگر، اگه، به­شرطی ‌که، والاّ، وگرنه و حتی اگر، که، تا و چنانچه» کلمات ربط دیگری مانند «چه ... چه؛ همچین ‌که، وقتی‌ که، به مجرد اینکه، حالا که، فرضاً، ولو، وقتی، آنگاه ‌که، هروقت، همین ‌که» نیز در نقش کلمۀ ربط شرطی به­کار می‌روند.

 
 
متن کامل [PDF 262 kb]   (435 دریافت)    
نوع مقاله: مقاله پژوهشی | موضوع مقاله: هنر و علوم انسانی (عمومی)
انتشار: 1399/3/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.