دوره 12، شماره 4 - ( 1400 )                   جلد 12 شماره 4 صفحات 304-265 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
2- دانشیار زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران. ، bajo_555@yahoo.com
چکیده:   (1953 مشاهده)
با التفات به تحلیل گفتمان پدیدارشناختی از‌منظر نشانه ـ معناشناسی، نظام معنایی تن‌نگاشته معطوف به بازتولید زبانی است. گفتمان وجوه ادراک حسی را برای سوژه پدیدار می‌سازد. جسمانه راهی است به‌سوی ادراک حسی ابعاد گمشدۀ معنا و تجربۀ زیستۀ پدیداری. پس از طرح دیدگاه‌های پدیدارشناختی، هوسرل و همکاران نظریۀ تن را در ارتباط سوژه با ادراک حسی مطرح کرده است. لاندوفسکی در تداوم ایدۀ نقصان معنا نظام معنایی تصادف و تطبیق را بیان کرده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی فرایند ادراک حسی تن‌نگاشتۀ پدیداری با رویکرد نشانه ـ معناشناسی ـ گفتمانی است. به بیان دیگر، پرسش اصلی این پژوهش این است که سوژۀ ادراکی حسی در تعامل معنادار با تن‌نگاشتۀ زبانی، چگونه نظام معنایی را درون گفتمان استعلا می‌بخشد؟ در روند پژوهش با بسط نظریۀ مرلوپونتی و لاندوفسکی، تن‌نگاشتۀ نوشتاری را با رویکرد نشانه ـ معناشناسی مکتب پاریس مطالعه می‌کنیم و به فرایند کشف، تولید و دریافت معنا خواهیم پرداخت. این پژوهش از نوع کیفی است و به روش توصیفی ـ تحلیلی صورت پذیرفته است. در‌نهایت، در پژوهش حاضر مشخص شد که تن‌نگاشتۀ پدیداری نظام معنایی زبان را به‌سوی کشف تجربۀ زیسته حضور سوق می‌دهد و لایه‌های پنهان معنا را هویدا و معناهای آشکار را غایب می‌کند. این ویژگی فراگفتمانی است که برای دستیابی به قدرت و جاودانگی در درون گفتمان متجلی می‌شود و نظام معنایی گفتمان را استعلا می‌دهد.
متن کامل [PDF 2369 kb]   (302 دریافت)    
نوع مقاله: مقالات علمی پژوهشی | موضوع مقاله: تحلیل گفتمان
انتشار: 1400/3/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.