مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- استادیار گروه الهیات دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه یاسوج ، s.gholami@yu.ac.ir
2- دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس تهران
چکیده:   (1771 مشاهده)
نظام معنایی و تعاملی اریک لاندوفسکی بر اساس چهار الگوی «برنامه­مداری»؛ «مجاب سازی»؛ «تصادف و تطبیق» بنا شده است که به ترتیب بر اساس  اصول «قاعده مندی»، «نیت مندی»، «شانس» و «امر احساسی» تعریف شده است. طبیعتاً امکان پیاده سازی این الگو در حوزه های معرفتی و دینی وجود دارد که در آن­ها با پراتیک­های تعاملی سوژه­ها قابل انطباق است و بر این اساس می­توان تنوع و تفاوت پراتیک­های شخصیتی دینی با این الگو مورد خوانش قرار داد. از گفتمان­هایی که در قرآن کریم وجود دارد، گفت­گوها و پراتیک­های تعاملی حضرت یوسف با دیگر اشخاص سوره است. این پژوهش  با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با با تکیه برچارچوب نظری اریک لاندوفسکی، گفت­­وگوها و پراتیک­های تعاملی داستان یوسف را مورد بررسی قرار داده و ارتباط میان این الگو و شخصیت­های سوره یوسف را تبیین کرده است. دست­آورد کلی پژوهش نشان می­دهد که سوژه­ها و پراتیک­های تعاملی براساس چهار نظام معنایی به صورت بیناتعریفی از یکدیگر تشخیص داده می­شوند و هر کدام از شخصیت­های داستان بر اساس یکی از چهار نظام معنایی قابل انطباق و رهگیری است؛ ازجمله: پراتیک­های تعاملی حضرت یوسف(ع) است که بر اساس نوع بینش و ایدئولوژی که به مبدأ و مقصد هستی دارد، در چارچوب نظام معنایی برنامه­مدار قرار می­گیرد و دیگر شخصیت­ها نیز بر اساس نوع بینش و اهدافی که دنبال می­کنند در یک یا دو نوع از این نظام معنایی قابل بحث و انطباق­اند.
     
نوع مقاله: مقالات علمی پژوهشی | موضوع مقاله: کاربرد‌شناسی زبان
انتشار: 1401/3/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.