۱- کارشناس ارشد زبان شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
۲- دانشیار زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
چکیده: (۶۶۸۸ مشاهده)
مقالۀ حاضر به این پرسش اصلی میپردازد که بیان استعاری قرآن تا چه میزان مبتنیبر بهکارگیریِ الفاظ جهتی در معنیِ استعاری است. تحلیلهای مقاله، مبتنیبر طبقۀ استعارههای مفهومیِ جهتی در نظریۀ معاصر استعاره است. ازآنجاکه تجربه و درک مفاهیم مکان و جهت بهلحاظِ شناختی از جایگاهی بنیادی برخوردارند، این پرسش مطرح است که این مفاهیم چگونه در قرآن برای دریافت مفاهیم پیچیده تر بهکار رفتهاند. برای پاسخگویی به این پرسش، در نرمافزار جامعالتفاسیر نور (1390)، با کلید واژههای «فوق، تحت، وراء، خلف، امام، یمین، شمال» جستوجو شد و آیاتی که در آنها این مفاهیم جهتی در ساخت استعاره بهکار رفته بود، در کل قرآن مشخص شد. با این شیوه شصت شاهد بهدست آمد که در آنها جهتها بهعنوان حوزههای شناختی مبداء، در بیان استعاریِ قرآن بهکار رفته بودند تا مفاهیم انتزاعی و پیچیدهای چون «منزلت، برتری، زمان، خیر و برکت» و جز آن توصیف و قابل درک شوند. تحلیل دادههای مقاله حاضر شیوههای کاربرد منحصربهفردی را از واژههای جهتنما، در نقش استعاری در قرآن مینمایاند که میتواند بهمثابۀ یکی از ویژگیهای معناشناختی قرآن معرفی گردد. این پژوهش، زمینهساز پژوهشهای آینده خواهد بود که ازآنمیان، میتوان به پژوهشهایی دربارۀ بررسیِ شیوههای بازنماییِ زمان ازمنظر معنیشناسیِ شناختی در قرآن کریم اشاره کرد.
نوع مقاله:
مقاله پژوهشی |
موضوع مقاله:
معناشناسی انتشار: 1395/9/1