مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
2- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ، hghobadi@modares.ac.ir
چکیده:   (949 مشاهده)
تبیین چیستی استعاره و نقش آن در زبان، همواره جزو مسائل بحث‌برانگیز در حوزه‌های زبان‌شناسی، فلسفۀ زبان، بلاغت و... بوده است. در تحلیل استعاره، این حوزه‌ها گاه به‌طرزی تفکیک‌ناپذیر به یکدیگر نزدیک می‌شوند. دونالد دیویدسن، فیلسوف قرن بیستم، از نظریه‌پردازان اثرگذار در حوزۀ فلسفۀ زبان و نظریۀ معناست. آرای او دربارۀ ماهیت و نقش استعاره در زبان، شباهت‌های قابل اعتنایی با ایده‌های عبدالقاهر جرجانی، زبان‌شناس و ادیب برجستۀ قرن پنجم هجری دارد. مقالۀ حاضر، در پی آن است که به شیوۀ توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تطبیقی، نقاط تلاقی نظریات دیویدسن و جرجانی را، که یکی از منظر فلسفۀ زبان و با تبیینی زبان‌شناختی و دیگری از موضعی بلاغی به استعاره می‌پردازند، واکاوی کند. به این منظور، جستار “What Metaphors Mean?” از دیویدسن، مبنای بررسی نظریات او دربارۀ استعاره قرار گرفت. آرای جرجانی دراین‌باره نیز، با تمرکز بر کتاب دلائل الاعجاز تحلیل شد. این بررسی‌، دستاوردهایی را در سه حوزه به‌دنبال داشت: نخست، یافتن جنبه‌هایی مشابه در دو نظریه، اعم‌ از این‌که دو نظریه‌پرداز، این ایده را که استعاره، تشبیه کوتاه‌شده است، رد می‌کنند. همچنین با درنظرگرفتن نوعی «کاربرد» برای استعاره، مفهومی تحت‌عنوان «معنای استعاری» را نقد و تاکید می‌کنند که معنای یک استعاره، با هیچ صورتی غیر از همان صورت استعاری امکان بازتولید ندارد. حوزۀ دوم، یافتن جنبه‌های مکمل در دو نظریه، با توجه به موضع فلسفی دیویدسن و موضع بلاغی جرجانی. سومین حوزه، تشریح ارتباط آرایی که جرجانی مستقیماً دربارۀ استعاره ارائه داده است با ایده‌هایی که به‌طور غیرمستقیم، از منظومۀ کلی نظریۀ «نظم» استنباط می‌شوند.
     
نوع مقاله: مقالات علمی پژوهشی | موضوع مقاله: زبان شناسی تطبیقی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.