استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران
چکیده: (7880 مشاهده)
در طی فرایند دستوریشدگی عناصر واژگانی تبدیل به امکانات دستوری میشوند یا اجزای دستوری ویژگیهای دستوری جدیدی را کسب میکنند. زبانشناسان با مطالعه گستره وسیعی از زبانها سعی کردهاند تا سازوکارها و اصول حاکم بر دستوریشدگی را دریابند. دستوریشدگی طی گذر زمان اتفاق میافتد، بنابراین وجود متون مکتوب از گذشتۀ یک زبان میتواند کمک زیادی به ما در شناسایی موارد دستوریشدگی نماید. با اینحال میدانیم بسیاری از زبانها (از جمله تعداد زیادی از زبانهای ایرانی) دارای متون مکتوب قدیم نیستند و از گذشته آنها تقریباً هیچ اثری بر جای نمانده است. بسیاری از زبانها حتّی خط ندارند و مکتوب نشدهاند و زبانشناسان تنها تعدادی از آنها را به لحاظ همزمانی توصیف نمودهاند. علیرغم این کاستیها، آشنایی کافی و وافی با اصول و سازوکارهای دستوریشدگی میتواند به ما در شناسایی موارد دستوریشدگی حتی در زبانهایی که کمتر توصیف شدهاند، کمک اساسی کند. زبانشناسان زیادی در مورد اصول و سازوکارهای دستوریشدگی صحبت نمودهاند. بعضی اوقات میتوان شباهتها و تفاوتهای زیادی را در آراء آنها مشاهده کرد. ما در این مقاله در توصیف اصول دستوریشدگی از مقاله کلاسیک هاپر (1991) استفاده کردهایم؛ مهمترین سازوکارهای دستوریشدگی نیز براساس ویشر (2006) است. برای روشنتر شدن هر یک از این اصول و سازوکارها، به تفکیک مثالهایی از فارسی ارائه شده است. در پایان این مقاله به این نتیجه خواهیم رسید که استفاده از اصول دستوریشدگی بیش از ساز و کارها میتواند به ما در شناسایی موارد دستوریشدگی کمک نماید.
انتشار: 1389/7/28