با وجود اینکه ترازبانگی در آموزش زبان دوم محبوبیت یافته است، تأثیر آن بر توسعه روانی کلام تحت معیارهای ارزشیابی تکزبانه همچنان بررسی نشده باقی مانده است. مطالعه حاضر به این موضوع میپردازد که آیا ترازبانگی ساختاریافته میتواند روانی کلام زبانآموزان ایرانی انگلیسی را بهبود بخشد؛ آن هم در حالی که از معیارهای استاندارد و تکزبانه برای ارزیابی استفاده میشود.در این مطالعه با طراحی کنترلشده تصادفی، 56 زبانآموز در سطح متوسط به دو گروه تقسیم شدند: گروه آزمایشی ( 28 نفر ) که استفاده راهبردی از زبان اول در هنگام آمادهسازی فعالیت ها و همکاری با همکلاسیها برایشان مجاز بود، و گروه کنترل ( 28 نفر ) که ملزم به استفاده صرفاً از انگلیسی بودند. طی شش هفته، هر دو گروه فعالیت بازگویی داستان را بهعنوان پیشآزمون وپسآزمون انجام دادند وعملکرد آنها با استفاده از یک مقیاس معتبر روانی گفتارشامل سرعت گفتار، فراوانی مکث ومیزان خوداصلاحیها ارزیابی شد. نتایج نشان داد گروه آزمایشی در روانی گفتار بهطور معناداری پیشرفت کردند، در حالی که گروه کنترل تغییری معنادار از خود نشان نداد. مقایسه بین دو گروه، برتری معنادار گروه آزمایشی را در پسآزمون نشان داد. تحلیل کمی تعاملات کلاسی نیز نقش ترازبانگی را در کاهش بار شناختی و افزایش اعتماد به نفس زبانآموزان برجسته کرد. این یافتهها با به چالش کشیدن مفروضات تکزبانگی در آموزش زبان، کاربردهای عملی برای به کارگیری ترازبانگی به عنوان یک چارچوب آموزشی برای ارتقای روانی کلام، به ویژه در زمینههایی که مهارت انگلیسی به صورت تکزبانه ارزیابی میشود، ارائه میدهد.