1
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
2
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
10.48311/lrr.2026.116629.1018
چکیده
این پژوهش، ضمن بهرهگیری از مدل نظریِ تحلیلِ نشانه-پدیدارشناختی، به تحلیل زبانشناختی و گونهشناسی تن در شعرهای منتخب از مجموعۀ شعری لیلانهها و دوچنار اثر حسن روشان، میپردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که سوژۀ ادراکی- حسی، چگونه از طریق کنشهای تنی و تعامل با دیگر سوژها و ابژهها، نظام معنایی زبان را در بستر تجربۀ زیستۀ حضور شکل میدهد؟ هدف پژوهش واکاوی نظام معنایی جسمانهای بهمثابۀ یک متن پدیداری و بررسی چگونگی فرایند ادراک حسی سوژۀ تنآگاه در جریان تجربۀ زیستۀ حضور از منظر زبانی است. پژوهش حاضر از نوع کیفی است که به روش توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا به ابزارهای زبانشناختی و نشانهمعناشناختی انجام میپذیرد. تن در این دو مجموعه، فراتر از یک کالبد زیستی صرف، به بستری زبانی برای بازنمایی تجربههای فردی، عاشقانه، اجتماعی و تاریخی بدل گشته است. در لیلانهها، بدن در ساحت بازنماییهای زبانیِ عاشقانه و فردی تبلور یافته است؛ در حالی که در دوچنار، بدن بهعنوان حافظهی تاریخی و اجتماعی از طریق ظرفیتهای زبانیِ و روایتی بازخوانی میشود. در هر دو اثر، گونههای تن، فیزیکی، مرجع، تن همانی، فراتن، اسطورهای و پروتزی – حضوری شاخص در نظام نشانهشناختیِ شعر دارند. لیلانهها با تمرکز بر بازنماییهای زبانیِ تنِ عاشقانه/زیسته و دوچنار با تأکید بر بازنماییهای زبانیِ تنِ تاریخی/سیاسی، دو شیوۀ متمایز از بدنمندی را در گفتمان معاصر فارسی بازآفرینی میکنند. این مسئله بیانگر آن است که بدن در شعر روشان، بستر اصلی ثبت و بازنماییِ حافظۀ جمعی و تاریخ سیاسی-اجتماعی و فرهنگی از طریق زبان محسوب میشود.