نقش دو گونه‌ تشبیه در ساخت استعاره‌های‌ مفهومی: مطالعۀ موردی چهار نمایشنامۀ آرش، مرگ یزد‌گرد، مکبث و کوریولانوس

نوع مقاله : مقالات علمی پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان‎‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار گروه زبان‎‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
10.48311/lrr.2026.114646.0
چکیده
پژوهش حاضر قصد دارد که به معرفی دو گونه‌ تشبیه با عناوین «مسخ زبانی» و «اسفنکس‌ زبانی» بپردازد و براساس الگوی کُووچش (۲۰۱۰) نقش این دو گونه تشبیه را در ساخت استعارۀ مفهومی، با تحلیل محتوای چهار نمایشنامه‌، مورد بررسی قرار دهد. مسخ زبانی و اسفنکس زبانی دیدگاهی نو در تقسیم‌بندی عبارات تشبیهی است که این دیدگاه با نظریۀ استعارۀ مفهومی پیوند داده می‌شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و برمبنای مطالعات کتابخانه‌ای تدوین شده‌ است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در نمایشنامه‌های مذکور، سهم مسخ زبانی در ساخت استعاره‌های مفهومی بیشتر از اسفنکس زبانی در ساخت استعاره‌های مفهومی است. مسخ عناصر غیرملموس به عناصر ‌ملموس نسبت به مسخ عناصر ‌ملموس به عناصر غیرملموس در استعاره‌های مفهومی منطبق‌بر گونۀ مسخ زبانی بیشتر است. همچنین، تبدیل عناصر غیر‌ملموس به عناصر ملموس نسبت به تبدیل عناصر ملموس به عناصر غیر‌ملموس به‌جهت ایجاد موجودات ترکیبی ذهنی در استعاره‌های مفهومی منطبق‌بر گونۀ اسفنکس زبانی بیشتر است. با توجه به بررسی موارد مسخ و تبدیل عناصر ملموس و غیرملموس به یکدیگر در استعاره‌های مفهومی منطبق‌بر گونه‌های مسخ و اسفنکس زبانی، توزیع فراوانی موارد همخوان با رویکرد کُووچش در تمامی نمایشنامه‌های عنوان‌شده، دارای درصد و فراوانی بیشتری نسبت به موارد ناهمخوان با رویکرد فوق است. با توجه به یافته‌ها، نتایج پژوهش با دیدگاه کُووچش (2010) در خصوص استعارۀ مفهومی سازگار و هم‌راستا است و نشان‌دهندۀ یک الگوی مشترک بوده که می‌تواند به درک عمیق‌تری از زبان و تفکر انسانی منجر شود.

 

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 08 اردیبهشت 1405