زبان واسازی‌شده در خوانش پساساختارگرایانه و تحلیل عناصر و مراتب آن (بررسی موردی: شعر ارتعاش، طراشعر و شعر دیجیتال)

نوع مقاله : پژوهشی کیفی

نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 زبان و ادبیات فارسی ، دانشگاه تهران، تهران، ایران
10.48311/lrr.2026.117441.82962
چکیده
این پژوهش با رویکردی زبان‌محور و با اتکا به یک چارچوب استنباطی ـ ترکیبی به تحلیل سازوکارهای زبانی در گونه‌های نوپدید شعر فارسی در دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ می‌پردازد. هدف آن است که نشان دهد چگونه زبان در این گونه‌ها از نقش بازنمایی صرف فاصله گرفته و به میدان تولید معنا و تفاوت بدل می‌شود. چارچوب نظری تحقیق در بستر گفتمان پساساختارگرایی شکل گرفته است و با بهره‌گیری از دیدگاه‌های بنونیست (زبان به‌مثابه کنش)، گریماس (ساختارهای عمیق معنا)، ایگلتون(زبان و ایدئولوژی) و دریدا (واساسازی و تعویق معنا)، به بررسی چگونگی دگرگونی روابط نحوی، واژگانی و گفتمانی در این شعرها می‌پردازد. پیکرة پژوهش شامل سه گونة شعری «ارتعاش»، «طراشعر» و «شعر دیجیتال» است که از منظر زبان‌شناسیِ واسازانه تحلیل شده‌اند. این تلفیق نظری نشان می‌دهد که در این گونه‌ها، زبان از مرکزیت نحوی و معنایی گریزان است و از نقش بازنمایی فاصله گرفته، به کنشی خودارجاع، سیال و مرکزگریز بدل می‌شود. نظام تقابل‌های دوتایی درهم می‌شکند و معنا در فرآیند تعویق، تفاوت و بازی نشانه‌ها شکل می‌گیرد. این یافته‌ها مؤیّد آن است که شعر معاصر فارسی از دهة ۱۳۸۰ به بعد، در سطح زبان نیز با منطق پسامدرن هم‌ساز شده و به سوی نوعی خودآگاهی زبانی حرکت کرده است. نتیجه آنکه چارچوب استنباطی ـ ترکیبیِ این پژوهش، تصویری لایه‌مند از نحوة دگرگونی روابط نحوی، واژگانی و گفتمانی در شعر معاصر فارسی ارائه می‌دهد و می‌تواند الگوی تحلیلی سودمندی برای مطالعة سایر گونه‌های شعری نوین باشد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 20 خرداد 1405