1
دانشجوی مقطع دکترا- رشته زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه تربیت مدرس- گروه زبان و ادبیات فارسی
2
عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
3
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، فرهنگ و زبان های باستانی ایران
4
عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس
10.48311/lrr.2026.119530.83113
چکیده
دستوریشدگی تقریبا در همه زبانها رخ میدهد و در زبان فارسی نیز مقولههای زبانی گوناگون ازجمله افعال، دستوریشدهاند. ما در این مقاله صورتهایی از فعل «آمدن» را که در فرایند دستوریشدگی قرار گرفته و از مقوله واژگانی خود دور شدهاند، بررسی و تحلیل کردهایم. پیکره زبانی مورد استفاده ما در این بررسی، پیکره دادگان فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. همچنین در کنار آن از لغتنامه دهخدا، فرهنگ بزرگ سخن و فرهنگ فارسی عامیانه (ابوالحسن نجفی، ۱۳۸۷) برای بیان برخی نمونهها بهره جستهایم. روش تحقیق بدین صورت بوده است که مقولههای واژگانی و دستوریشده مشتق از فعل «آمدن» در پیکره استخراج شده و سپس نمونههای واژگانی از نمونههای دستوریشده متمایز شده و نقش و کارکرد جدید دستوریشان مشخص گردیده و شواهدی برای هریک از آنها نقل شده است. سپس جایگاه تحولات معنایی و دستوریشده هر صورت روی پیوستار دستوریشدگی هاپر و تروگات (2003) مشخص شده است. برای تبیین اصول و تحلیل تحولات صورتهای دستوریشده مصدر «آمدن»، از مبانی نظری دستوریشدگی هاپر و تروگات (2003) بهره جستیم. نتیجه پژوهش نشان داد معناباختگی، مقولهزدایی، بسط استعاری و تغییر ترتیب اجزای جمله ازجمله تحولاتی بودند که در دستوریشدگی صورتهای مختلف «آمدن» موثر بودند. صورتهای دستوریشده از این فعل کارکردهای جدیدی ازجمله معینشدگی، نقش وجهی (وجه تمنایی، عاطفی، نیمهمحتمل) و نمود آغازی پذیرفتهاند. از این میان، بسامد کارکرد وجهی بیشتر از دیگر کارکردها است. در پیوستار دستوریشدگی، جایگاه «آمدن» بهعنوان فعل معین در ساخت مجهول، عنصر صرفی است. دیگر صورتهای یادشده در جایگاه واژۀ دستوری هستند.