1
دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگر پسادکتری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2
مدیریت ورزشی، دانشکدۀ علوم ورزشی و تربیت بدنی ، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
10.48311/lrr.2026.120853.83195
چکیده
این پژوهش با رویکردی بینرشتهای و مبتنی بر نشانهمعناشناسی تنشی، به بررسی راهبردهای تداوم معنای قهرمانی زنانه در اسطورههای ایرانی میپردازد. در بیشتر پژوهشهای اسطورهشناختی، قهرمانی زنانه همواره در چارچوب کلیشههای جنسیتی و کنش بدنمحور در میدان نبرد تعریف شده و کمتر به سازوکار تداوم و بازتولید این معنا در میدانهای روانی و گفتمانی توجه شده است. بنا بر رویکرد تحلیلی این جستار، «تداوم معنای قهرمانی» برپایۀ فرایند حفظ و بازتولیدِ کنشگری قهرمانانه از راه جابهجاییِ کانونِ کنش از درگیریِ فیزیکی و تنانه به گسترۀ مدیریتِ روان و سیاستِ گفتمانی تعریف شده است. اهمیت و نوآوری این پژوهش در گذر از تقلیلِ نقش زنانِ حماسه به کارکردهای حاشیهای- کلیشهای، و ارائه الگویی تحلیلی برای واکاویِ همزمانِ دو گونۀ مکمل از قهرمانی زنانه است. بر این اساس، دو شخصیت برجستۀ شاهنامه، گُردآفرید و سیندخت، بهترتیب در جایگاه الگوی قهرمانیِ تنمحور و قهرمانیِ گفتمانمحور بررسی شدهاند. روش تحقیق، کیفی و توصیفی-تحلیلی است و دادهها از راه واکاویِ نشانهمعناشناختیِ موقعیتهای روایی و توصیفهای تن و روان برگرفته شدهاند. یافتهها نشان میدهد که قهرمانی زنانه در شاهنامه، از راه برتری میدان نبردِ فیزیکی به دیپلماسی و سیاستِ گفتمانی تداوم مییابد. این خوانش نشان میدهد که زنان اسطورهای، کنشگرانی پویا و اثربخش در مدیریت، تشدید یا مهار تنشهای بنیادینِ حماسه بودهاند.