الگوی تعامل نظام‌های کنشی، شوشی و تنشی در فرایند معناسازی: مطالعه تطبیقی دو روایت عامیانۀ بختیاری و اصفهانی بر پایۀ نشانه‌ـ‌ معناشناسی گرماس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 1. استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 پژوهشگر پسادکترا دانشگاه لرستان و مدرس دانشگاه شهرکرد.
10.48311/lrr.2026.121630.83246
چکیده
قصه‌های عامیانۀ ایرانی، به دلیل برخورداری از ساختارهای روایی و نظام‌های ارزشی، زمینه‌ای مناسب برای بررسی فرایند معناسازی در چارچوب نشانه‌ـ‌ معناشناسی گفتمانی فراهم می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تعامل نظام‌های کنشی، شوشی و تنشی در فرایند معناسازی، دو روایت عامیانۀ «حسنی و فاطولی» (اصفهانی) و «هفت دخترون» (بختیاری) را بر پایۀ الگوی نشانه‌ـ‌ معناشناختی گرماس بررسی می‌کند. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس داده‌های کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو روایت از الگویی مشترک شامل وضعیت آغازین فقدان، جست‌وجوی ابژۀ ارزشی، رویارویی با آزمون‌ها و دستیابی به تعادل نهایی پیروی می‌کنند. همچنین، تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که با وجود تفاوت‌های فرهنگی و جغرافیایی میان دو روایت، سازوکارهای معناسازی آن‌ها از الگوهای گفتمانی مشترکی پیروی می‌کند. روایت «حسنی و فاطولی» بیشتر بر نظام کنشی و تحقق عدالت و احقاق حق استوار است، در حالی که «هفت دخترون» تأکید بیشتری در نظام تنشی و غلبه بر بحران دارد. بر این اساس، معنا در این روایت‌ها نه حاصل عملکرد مستقل هر یک از نظام‌های گفتمانی، بلکه محصول تعامل هماهنگ نظام‌های کنشی، شوشی و تنشی است؛ تعاملی که نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری ارزش‌های فرهنگی و فرایند دلالت‌پردازی ایفا می‌کند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 31 مرداد 1405