گروه ایرانشناسی و افغان شناسی، دانشگاه شرقشناسی تاشکند، ازبکستان
10.48311/lrr.2026.122599.83307
چکیده
این پژوهش با رویکردی تطبیقی و بر پایه زبانشناسی شناختی و سبکشناسی شناختی، الگوهای تعامل حواس پنجگانه و بازتاب موسیقایی آنها را در اشعار پلورلن و نیما یوشیج بررسی میکند. مسئله اصلی، تبیین نقش تجربههای حسی در تولید معنا، شکلگیری تصویرهای شاعرانه و سازمان موسیقایی شعر است. بدینمنظور، ده جفت شعر از دو شاعر بر اساس حسآمیزی، تعامل حوزههای ادراکی، تصویرپردازی، موسیقی شعر و سازوکارهای شناختی تحلیل شدند. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه استعاره مفهومی، آمیختگی مفهومی و سبکشناسی شناختی استوار است.
یافتهها نشان میدهد که حواس پنجگانه در شعر هر دو شاعر، فراتر از توصیف جهان بیرونی، سازوکاری شناختی برای تبدیل تجربههای حسی-عاطفی به معنا و تجربه زیباشناختی هستند. در شعر پلورلن، تعامل حواس عمدتاً در خدمت آفرینش فضاهای نمادین، موسیقایی و عاطفی قرار دارد و عناصر طبیعی بازتاب حالات درونی انساناند. در مقابل، یوشیج از حسآمیزی برای پیوند طبیعت با تجربههای انسانی، اجتماعی و وجودی بهره میگیرد و عناصر طبیعی را به نشانههایی از رنج، انتظار، تنهایی و امید تبدیل میکند.
نتایج تطبیقی نشان میدهد که موسیقی شعر در هر دو نظام شعری با تجربه حسی پیوندی بنیادین دارد. پلورلن از هماهنگی آواها، ریتم نرم و موسیقی درونی برای ایجاد وحدت میان احساس و طبیعت بهره میگیرد، در حالی که یوشیج با ریتم آزاد، تکرارهای معنایی و پیوند صدا و تصویر، تجربه انسان معاصر را بازنمایی میکند. بنابراین، حسآمیزی در شعر این دو شاعر نه صرفاً آرایهای ادبی، بلکه فرآیندی شناختی است که از تعامل زبان، ادراک و موسیقی در شکلگیری جهان شاعرانه پدید میآید.