بررسی ساختار زبانی ناخودآگاه و برساخت سوژگی در روایت حسنک وزیر: خوانشی لکانی از تاریخ بیهقی

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسنده
گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران- بابلسر- ایران
10.48311/lrr.2026.121008.83212
چکیده
این مقاله با هدفِ واکاویِ سازوکارهای زبانیِ ناخودآگاه در روایتِ حسنک وزیر، از نظریه‌ زبانِ ژاک لاکان بهره می‌گیرد. در این چارچوب، «ناخودآگاه» نه به روانِ نویسنده، بلکه به ساختارِ درونیِ خودِ زبان تعلق دارد و از طریقِ دو محورِ استعاره (جانشینی) و مجاز (هم‌نشینی) عمل می‌کند و در ذیل آن، مفاهیمی همچون «گفتار پر/ خالی»، «دیگری بزرگ» و «میل و فقدان» به روش تحلیلی نشان داده می‌شود. مفهومِ «سوژه» در این خوانش، به‌مثابه‌ی «جایگاهی در زنجیره‌ی دال‌ها» درک می‌شود که در شکافِ میانِ گفتارِ رسمیِ قدرت و شکاف‌هایِ عاطفیِ متن پدیدار می‌گردد. با اتکا بر روشِ تحلیلِ گفتمانیِ مبتنی بر دال‌های کلیدی، نشان داده می‌شود که متنِ بیهقی، شبکه‌ای از دال‌های متعارض (عدل، تقدیر، وفاداری، گریه) را می‌آراید که هیچ‌یک به تثبیتِ نهایی نمی‌رسند. راهبردهایی چون کنایه، ابهام و روایت‌های افزوده را به مثابه شگردهایی که ناخودآگاه متن را برمی‌سازد، به‌عنوانِ ویژگی‌هایِ ذاتیِ هر نظامِ دالی در مواجهه با نظمِ نمادینِ قدرت تفسیر می‌کند. نتیجه آن که روایتِ حسنک عرصه‌ کشاکشِ دال‌ها و بروزِ نابسندگیِ «دیگری بزرگ» (قدرتِ نمادین) است و بدین‌ترتیب، ظرفیتِ نظریه‌ ساختارگرایِ زبان برای تحلیلِ متونِ تاریخیِ پیشامدرن به نمایش گذاشته می‌شود.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 13 شهریور 1405