1- استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران ، Dr.jamali@pnu.ac.ir
2- دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده: (3127 مشاهده)
مقالۀ حاضر بر آن است تا در چارچوب دستور نقشگرای هلیدی به تحلیل گفتمان مولانا در غزلیات شمس براساس «فرانقش بینافردی» بپردازد. در مطالعه و بررسی متون مختلف، آنچه اهمیت دارد درک پیام و هدف اصلی نویسنده از نگارش آن متن است. در متون ادبی همیشه منظور گوینده بهطور دقیق آن چیزی نیست که در نگاه اول به نظر مخاطب میرسد، بلکه نویسنده مفاهیم و لایههای معنایی پنهانی را در پس کلمات ظاهری آورده است که هدف اصلی او را در بر دارد. دستیابی به دنیای فکری و جهانبینی نویسنده، فضای ذهنی عمیق و متفاوتی برای خواننده ایجاد میکند. این پژوهش به این پرسشها پاسخ میدهد که دستور نظاممند نقشگرای هلیدی چگونه در تجزیه و تحلیل متون ادبی کارامد است. در فرانقش بینافردی چگونه به ساختی بزرگتر از جمله یعنی متن پرداخته میشود و امکان تحلیلِ متن ایجاد میگردد. فرضیۀ پژوهش این است که فرانقش بینافردی میزان تعامل گوینده با مخاطب را نشان میدهد و فضای بازتری برای تحلیل گفتمان ایجاد میکند. بیتردید نتایج حاصل از چنین تحقیقی، ویژگیهای غزلیات شمس و زوایای پنهانی را از گسترۀ اندیشگانی و مهارتهای بلاغی و زبانی مولانا بر اهل پژوهش آشکار خواهد کرد. جامعۀ آماری، غزلیات شمس و روش به کار رفته تحلیلی ـ توصیفی است. این تحقیق نشان داده است نظریۀ نظاممند نقشگرای هلیدی در بررسی کیفی و کمّی متن، در تجزیه و تحلیل گفتمان کارامد است. براساس فرانقش بینافردی، میزان تعامل گوینده با مخاطب و ویژگیهای غزلیات شمس مشخص و امکان تحلیل گفتمان ایجاد شده است.
نوع مقاله:
مقالات علمی پژوهشی |
موضوع مقاله:
تحلیل گفتمان انتشار: 1402/7/10